پنج ابزار برای اینکه تحلیل روی کاغذ نماند.
SWOT، ماتریس بوستون و پنج نیروی پورتر به سؤالهای متفاوتی جواب میدهند. برای آیندهپژوهی هم مسیر جداست: اول پیشرانها را کشف کنید، بعد اثر و عدمقطعیتشان را بسنجید و فقط موارد کلیدی را وارد سناریونویسی کنید.
SWOT؛ وقتی میخواهید داخل و بیرون را از هم جدا ببینید
قوت و ضعف را داخلی بنویسید؛ فرصت و تهدید را بیرونی. اگر همهچیز را در چهار خانه بریزید اما اولویت ندهید، خروجی فقط یک فهرست بلند است.
برای تبدیل SWOT به گزینه راهبردی، بعد از این مرحله سراغ TOWS یا بوم تصمیم بروید؛ خود SWOT تصمیم نیست.
ماتریس بوستون؛ برای مقایسه سبد کسبوکار، نه هر تصمیمی
این ابزار فقط وقتی معنا دارد که «رشد بازار» و «سهم نسبی بازار» برای واحدها یا محصولات شما واقعاً قابل تعریف باشند.
جایگاه ماتریس بهتنهایی حکم «سرمایهگذاری یا خروج» صادر نمیکند؛ سودآوری، همافزایی، مأموریت و کیفیت داده را جداگانه بررسی کنید.
پنج نیروی پورتر؛ فشارهای اصلی صنعت را جداگانه ببینید
بهجای یک امتیاز کلی، برای هر نیرو شواهد بنویسید. هدف این است که بفهمید سودآوری و قدرت چانهزنی از کجا تحت فشار است.
این ابزار برای تحلیل ساختار صنعت است؛ جای تحلیل قابلیت داخلی یا سناریوی آینده را نمیگیرد.
کشف پیشران؛ از خبر پراکنده به نیرویی که میتواند آینده را تغییر دهد
پویش محیطی را با شش پنجره شروع کنید. دنبال «موضوع» نباشید؛ دنبال تغییری باشید که اگر ادامه پیدا کند، منطق مسئله شما را عوض میکند.
پیشران باید از چند نشانه یا شاهد پشتیبانی شود. «هوش مصنوعی» یا «اقتصاد» بهتنهایی پیشران نیست؛ جمله باید جهت تغییر و نسبتش با مسئله را روشن کند.
اثر / عدمقطعیت؛ کدام پیشران واقعاً باید وارد سناریو شود؟
پیشرانهای مهم را وارد کنید. مواردی که هم اثر بالا و هم عدمقطعیت بالا دارند، نامزد «عدمقطعیت کلیدی» هستند.
دو یا سه مورد با اثر و عدمقطعیت بالا را انتخاب کنید. برای سناریوی ۲×۲ معمولاً دو عدمقطعیت مستقل و مهم لازم است.