- اگر چند سازمان مسئول یک نتیجهاند: از حکمرانی شبکهای و وابستگی میان بازیگران شروع کنید.
- اگر مسئله شهری یا منطقهای است: حکمرانی شهری و حکمرانی چندسطحی را کنار هم ببینید.
- اگر مشارکت ذینفعان مهم است: تفاوت مشورت، حکمرانی مشارکتی و تقسیم واقعی اختیار را بررسی کنید.
حکمرانی با حکومت و مدیریت دولتی چه تفاوتی دارد؟
حکومت به نهادهای رسمی اعمال اقتدار عمومی اشاره میکند، اما حکمرانی میدان بزرگتری را میبیند: قواعد رسمی و غیررسمی، توزیع قدرت، فرایند تصمیم، شبکه بازیگران و سازوکارهای پاسخگویی. در بسیاری از مسائل، دولت بازیگر محوری است اما تنها بازیگر نیست.
این تمایز زمانی مهم میشود که نتیجه یک سیاست به همکاری شهرداری، وزارتخانه، تنظیمگر، بخش خصوصی، انجمن حرفهای، جامعه مدنی یا شهروندان وابسته باشد. در چنین وضعی، تغییر ساختار یک سازمان بهتنهایی ممکن است مسئله هماهنگی یا قدرت را حل نکند.
شش مفهوم پایه برای خواندن مسائل حکمرانی
برای شروع لازم نیست همه نظریههای حکمرانی را یکجا یاد بگیرید. چند مفهوم پرتکرار کمک میکنند نوع مسئله را دقیقتر تشخیص دهید: حکمرانی شبکهای برای روابط میان سازمانهای وابسته، حکمرانی شهری برای امور مشترک شهر، حکمرانی چندسطحی برای تعامل ملی–منطقهای–محلی، حکمرانی مشارکتی برای تصمیمگیری جمعی با ذینفعان و حکمرانی چندمرکزی برای نظامهایی با چند مرکز نسبتاً مستقل تصمیم.
- حکمرانی شبکهای: چه کسی شبکه را هماهنگ میکند و اعتماد و مسئولیت چگونه حفظ میشود؟
- حکمرانی شهری: شهر در چه مقیاسی و با مشارکت کدام نهادها و گروهها اداره میشود؟
- حکمرانی چندسطحی: اختیار، پول و اجرا میان سطوح حکومت چگونه تقسیم و هماهنگ میشود؟
- حکمرانی مشارکتی: ذینفعان فقط شنیده میشوند یا واقعاً در تصمیم نقش دارند؟
- حکمرانی چندمرکزی: چند مرکز تصمیم چگونه هم استقلال و هم هماهنگی را حفظ میکنند؟
مسئله حکمرانی را چگونه تشخیص دهیم؟
پیش از پیشنهاد ساختار جدید، شورا یا سامانه هماهنگی، باید روشن شود شکست در کجاست: ابهام اختیار، تعارض منافع، نبود اطلاعات مشترک، کمبود ظرفیت، نابرابری قدرت، نبود پاسخگویی یا ناسازگاری مقیاس تصمیم با مقیاس مسئله.
تشخیص خوب میان «مشکل سیاست»، «مشکل اجرا» و «مشکل حکمرانی» تفاوت میگذارد. ممکن است ابزار سیاستی مناسب باشد اما مسئولیت میان چند نهاد شکسته باشد؛ یا ساختار هماهنگی وجود داشته باشد اما یک بازیگر منابع و حق وتوی نامتناسب داشته باشد.
- بازیگران و منابع اختیار، بودجه، اطلاعات و مشروعیت را مشخص کنید.
- وابستگیها و نقاطی را که بدون همکاری بازیگر دیگر نتیجه ممکن نیست پیدا کنید.
- قواعد رسمی را از هنجارها و روابط غیررسمی جدا کنید.
- مقیاس مسئله را با مقیاس تصمیم و اجرا مقایسه کنید.
- پاسخگویی را از «حضور در جلسه» جدا کنید: چه کسی بابت کدام نتیجه باید توضیح بدهد؟
واژههای پایه حکمرانی
اگر میخواهید یک مسئله حکمرانی را دقیقتر نامگذاری کنید، این مدخلها تفاوت میان شبکه، شهر، سطوح حکومت، مشارکت و چندمرکزیبودن را روشن میکنند.
حکمرانی
حکمرانی به ساختارها، قواعد و فرایندهایی اشاره دارد که از طریق آنها قدرت توزیع و اعمال میشود، تصمیمهای جمعی شکل میگیرند، اولویتها تعیین میشوند و بازیگران عمومی و غیردولتی در قبال تصمیم و اجرا پاسخگو میشوند. بنابراین حکمرانی فقط «دولت» یا دستگاه اداری نیست؛ روابط رسمی و غیررسمی میان نهادها، بازار، جامعه مدنی و شهروندان را نیز در بر میگیرد.
تعریف، کاربرد و منابع ←حکمرانی شبکهای
حکمرانی شبکهای به شیوه اداره و هماهنگکردن مجموعهای از سازمانها یا بازیگران مستقل اما وابسته به هم اشاره دارد که برای یک مسئله مشترک ناچارند اطلاعات، منابع، اختیار یا اقدام را هماهنگ کنند. در ادبیات کلاسیک شبکههای بینسازمانی، اداره شبکه میتواند مشارکتی میان اعضا، تحت رهبری یک سازمان محوری یا بهوسیله یک نهاد اداری مستقل برای شبکه انجام شود.
تعریف، کاربرد و منابع ←حکمرانی شهری
حکمرانی شهری فرایندی است که از طریق آن حکومتهای محلی و دیگر ذینفعان درباره برنامهریزی، تأمین مالی و اداره شهر تصمیم میگیرند و منافع متعارض یا متفاوت را برای اقدام جمعی هماهنگ میکنند. موضوع آن فقط شهرداری نیست؛ رابطه میان سطوح حکومت، نهادهای عمومی، بخش خصوصی، جامعه مدنی، محلهها و شهروندان را در بر میگیرد.
تعریف، کاربرد و منابع ←حکمرانی چندسطحی
حکمرانی چندسطحی به تعامل و وابستگی متقابل میان سطوح مختلف حکومت و طیفی از ذینفعان غیردولتی در طراحی و اجرای سیاستهایی اشاره دارد که اثر سرزمینی یا محلی دارند. این تعامل میتواند عمودی میان سطوح حکومت، افقی میان نهادهای همسطح و شبکهای با شهروندان و بازیگران خصوصی باشد.
تعریف، کاربرد و منابع ←حکمرانی مشارکتی
حکمرانی مشارکتی ترتیبی است که در آن نهادهای عمومی، ذینفعان غیردولتی را بهطور مستقیم در یک فرایند رسمی، جمعی و گفتوگومحور برای شکلدادن یا اجرای تصمیم عمومی وارد میکنند. هدف فقط مشورت یا اطلاعرسانی نیست؛ مشارکت باید در فرایند تصمیم یا اجرای مشترک نقش معنادار داشته باشد.
تعریف، کاربرد و منابع ←حکمرانی چندمرکزی
حکمرانی چندمرکزی به ترتیبی اشاره دارد که در آن چند مرکز تصمیمگیری نسبتاً مستقل، در قلمروهای همپوشان یا مرتبط فعالیت میکنند و از طریق قواعد، رقابت، همکاری و یادگیری با یکدیگر تعامل دارند. چندمرکزیبودن صرفاً پراکندگی سازمانی نیست؛ مسئله این است که مراکز متعدد چگونه خودمختاری و هماهنگی را همزمان حفظ میکنند.
تعریف، کاربرد و منابع ←بعد از این چه بخوانم؟
سیاستگذاری عمومی
برای تبدیل تشخیص حکمرانی به طراحی ابزار، اجرا و ارزیابی سیاست.
آیندهپژوهی
برای دیدن اینکه شبکه بازیگران و قواعد در آیندههای متفاوت چگونه تغییر میکنند.
مدیریت راهبردی
برای انتخاب و اجرای راهبرد در محیطهای چندسازمانی و نهادی.
دانشنامه
برای مرور حکمرانی شبکهای، شهری، چندسطحی، مشارکتی و چندمرکزی.