چرا حکمرانی چندمرکزی مهم است؟
در مسائل پیچیده و ناهمگن، یک مرکز واحد ممکن است اطلاعات محلی یا تنوع شرایط را بهخوبی نبیند. چند مرکز میتوانند امکان آزمایش، سازگاری محلی و یادگیری مقایسهای ایجاد کنند، اما فقط اگر تعارض صلاحیت و مسئولیت کنترل شود.
چگونه از آن استفاده کنیم؟
- مراکز واقعی اختیار و دامنه تصمیم هر کدام را مشخص کنید.
- همپوشانیها، رقابتها و وابستگیهای میان مراکز را ترسیم کنید.
- بررسی کنید کدام تصمیمها از تنوع محلی سود میبرند و کدامها به استاندارد مشترک نیاز دارند.
- سازوکارهای تبادل اطلاعات، حل تعارض و یادگیری میان مراکز را طراحی کنید.
- هزینه هماهنگی و خطر شکاف پاسخگویی را در کنار مزیت انعطاف بسنجید.
محدودیت و خطای رایج
چندمرکزیبودن را نباید با تمرکززدایی نامحدود یا حذف نقش دولت مرکزی یکی گرفت. بدون قواعد تعامل، ظرفیت و پاسخگویی، تعدد مراکز میتواند به تکهتکهشدن و انتقال مسئولیت منجر شود.
منابع برای پیگیری
تعریف و توضیح این مدخل با اتکا به منابع زیر تدوین شده است. برای پژوهش یا استناد دانشگاهی، نسخه اصلی منبع را نیز بررسی کنید.
- Ostrom (2010)Ostrom, E. (2010). Beyond markets and states: Polycentric governance of complex economic systems. American Economic Review, 100(3), 641–672. https://doi.org/10.1257/aer.100.3.641
جای این مفهوم در نقشه یادگیری
این مدخل بخشی از حوزه حکمرانی است. برای دیدن مفاهیم نزدیک و جای این مفهوم در یک مسئله بزرگتر، صفحه مادر این حوزه را ببینید.
مفاهیم مرتبط
حکمرانی
حکمرانی به ساختارها، قواعد و فرایندهایی اشاره دارد که از طریق آنها قدرت توزیع و اعمال میشود، تصمیمهای جمعی شکل میگیرند، اولویتها تعیین میشوند و بازیگران عمومی و غیردولتی در قبال تصمیم و اجرا پاسخگو میشوند. بنابراین حکمرانی فقط «دولت» یا دستگاه اداری نیست؛ روابط رسمی و غیررسمی میان نهادها، بازار، جامعه مدنی و شهروندان را نیز در بر میگیرد.
حکمرانی شبکهای
حکمرانی شبکهای به شیوه اداره و هماهنگکردن مجموعهای از سازمانها یا بازیگران مستقل اما وابسته به هم اشاره دارد که برای یک مسئله مشترک ناچارند اطلاعات، منابع، اختیار یا اقدام را هماهنگ کنند. در ادبیات کلاسیک شبکههای بینسازمانی، اداره شبکه میتواند مشارکتی میان اعضا، تحت رهبری یک سازمان محوری یا بهوسیله یک نهاد اداری مستقل برای شبکه انجام شود.
حکمرانی چندسطحی
حکمرانی چندسطحی به تعامل و وابستگی متقابل میان سطوح مختلف حکومت و طیفی از ذینفعان غیردولتی در طراحی و اجرای سیاستهایی اشاره دارد که اثر سرزمینی یا محلی دارند. این تعامل میتواند عمودی میان سطوح حکومت، افقی میان نهادهای همسطح و شبکهای با شهروندان و بازیگران خصوصی باشد.
حکمرانی شهری
حکمرانی شهری فرایندی است که از طریق آن حکومتهای محلی و دیگر ذینفعان درباره برنامهریزی، تأمین مالی و اداره شهر تصمیم میگیرند و منافع متعارض یا متفاوت را برای اقدام جمعی هماهنگ میکنند. موضوع آن فقط شهرداری نیست؛ رابطه میان سطوح حکومت، نهادهای عمومی، بخش خصوصی، جامعه مدنی، محلهها و شهروندان را در بر میگیرد.